تبلیغات
مـــــدیـــــــــریت دولتـــــــــــــی - مقاله محیط برنامه ریزی سازمان

                          عنوان مقاله: طبقه بندی محیط برنامه ریزی سازمان

مولف/مترجم: دکتر شهرام گیلانی نیا      موضوع: مفاهیم نوین در سازمانها       سال انتشار(میلادی): 2003

منبع: ماهنامه تدبیر-سال چهاردهم-شماره138

چکیده: مقاله حاضرحاوی چکیده ای از بررسیهای عمیق صورت گرفته در زمینه تک تک متغیرهای معرفی شده و موثر در رابطه با محیط برنامه ریزی بوده است به عبارتی روشن تر این مقاله مشتمل بر اطلاعات اساسی و بنیادی مربوط به محیط برنامه ریزی است که خواننده را با مطالعات، تحقیقات و نوشته های اندیشمندان دیگر در این زمینه آشنا می کند و ابعاد جدیدی را برای گسترش مطالعات و تحقیقات بعدی فراهم می سازد. مقاله مذکور بیانگر گستردگی مفاهیم مربوط به مدیریت محیط و برنامه ریزی محیطی است. لذا نتیجه تحقیق چیزی جز لزوم شناخت محیط برنامه ریزی وایجاد انطباق بین روشهای برنامه ریزی با آن نیست. به عبارت روشن تر، نتیجه تحقیقات برشمرده در این مقاله به وضوح بیان می دارند که برای کسب حداکثر بهره وری در سازمان راهی جز کشف محیط برنامه ریزی، تفکیک و طبقه بندی آن و همچنین انتخاب روشهای متناسب با هر محیط وجود نخواهد داشت.

تعاریف محیط برنامه ریزی

1 - محیط برنامه ریزی سازمان به کلیه عواملی اطلاق می شود که بر سازمان اثر گذاشته واز آن تاثیر می پذیرند.

2 - محیط شامل تمام عوامل خارج از مرز سازمان است که ممکن است بالقوه بر سازمان اثرگذار باشند (نجف بیگی 1380).

3 - محیط برنامه ریزی سازمان به تعامل ابعاد درونی سازمان با یکدیگر و با عوامل خارج از سازمان اطلاق می گردد.

محیط کار و عمومی: بنابرعقیده صاحبنظران مدیریت، محیط را می توان به محیط کار و محیط عمومی تقسیم کرد. محیط کار به محیطی گفته میشودکه سازمان بطورمستقیم باعوامل اساسی آن درارتباط است وازآن تاثیر میپذیرد، مانند بازار، رقبا، بخش تهیه مواد اولیه، منابع انسانی،  سهامداران و اتحادیه های کارگری، محیط عمومی به عواملی تاکید دارد که به طور غیر مستقیم بر سازمان و عملکردهای آن تاثیر می گذارد، مانند عوامل فرهنگی، ا اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فناوری. مکتب اقتضایی و نگرش آن نسبت به محیط برنامـه ریزی : نظریه اقتضایی براین مبنا استوار است که رابطه یک سازمان با سازمانهای دیگر و انتخاب روشهای برنامه ریزی آن می بایست باتوجه به مجموعه عوامـل متشکله محیط برنامه ریزی صورت پذیرد. طبق این نگرش، نظریه پردازان و مدیران بایــد در فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی انعطاف و ابتکار بیشتری از خود نشان دهند. بنابراین، تئوری اقتضایی اصول نظریات کلاسیک ها و کلیه مکاتبــــی که عقایدی شبیه آنان را دارند رد می کند، زیرا سازمانها و شرایط محیطی آنها نیز به تبعیت از تغییرات محیطی، متفاوت خواهد بود. «هوج» عوامل تشکیل دهنده محیط سازمانها را به سه دسته تقسیم می کند که عبارتند از: محیط کلان که شامل فرهنگ، رقبا، اقتصاد، سیاست وفناوری است؛ محیط واسطه ای؛ محیط خردکه عوامل درونی سازمان را مدنظر قرار میدهد. نکته مهم و قابل بررسی در تقسیم بندی فوق توسط «هوج» در این است که اکثر سازمانهای کشور ما در محیط خرد و کوچک و حداکثر در محیط میانی در جهان فعالیت دارند و تعداد سازمانهای تولیدی ما که با محیط کلان جهانی ارتباط برقرار باشند، بسیار محدود است. پژوهش خانم وود وارد: این پژوهش اولین تحقیق منظم و جامع درباره فناوری به عنوان یک عامل محیطی و رابطه آن با ساختار سازمانی است، که دراواسط دهه1960 انجام شد. نتیجه حاصل ازتحقیق وی نه تنهاتوجه به عوامل محیطی رادرمطالعات آکادمیک افزایش داد بلکه نشان داد که:

الف - بین طبقه بندیهای تکنولوژیک و ساختار سازمانی همبستگی وجود دارد؛

ب - اثربخشی سازمانی به تناسب صحیح بین فناوری و ساختار سازمانی وابسته است.

نظریات «برنز» و «استاکر»: سازمانها از نظر محیط برنامه ریزی توسط «برنز» و «استاکر» در دو طیف مکانیکی و پویا قرار داده شده اند، در واقع از نظر آنان درجه تغییرپذیری سازمانها ممکن است از حالت مکانیکی یا ماشینی افزایش یابد و به حد سازمانهای پویا برسد، سازمانهای مکانیکی آنهایی هستند که محیط خارج سازمان بر آنها تاثیر چشمگیری نخواهد داشت، مانند صنعت کانتینرسازی که محیطی تقریباً ثابت دارد. اما هرقدر سازمانی از حالت مکانیکی به سمت ارگانیکی حرکت کند، اثر محیط بر آن بیشتر خواهد شد. از نظر محقق در چنین محیطی استفاده از روشهای برنامه ریزی مواد و قطعات می بایست انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند تا بتوانند همگام با تغییرات محیطی واکنش نشان داده و فرآیندهای سازمان را در زمینه تامین به موقع نیاز واحدهای تولیدی و در نهایت مشتریان تعدیل کنند.

مطلبی که «برنز» و «استاکر» مطرح کرده اند در رابطه با موضوع مقاله نگارنده را متوجه این نکته اساسی می کند که روبروشدن با محیط مطمئن آسان است، زیرا محیط خارج از سازمان تغییری را به آن تحمیل نمی کند و می توان میزان احتیاجات مواد و قطعات را بااستفاده از روشهای ساده و کم هزینه تامین کرد. اما با محیط نامطمئن که ویژگی سازمانهای پویاست چگونه باید برخورد کرد؟ آنچه مسلم است مطالعات «برنز» و «استاکر» در زمینه میزان تغییرات محیط برنامه ریزی تا اندازه ای دیدگاه نویسنده را گسترش می دهد ولی چهارچوب دقیقــــــی در رابطه با دسته بندی محیط برنامه ریزی تولید به دست نمی دهد.

مطالعات «لارنس» و «لورنش»: این تحقیق در دهه 1960 از طرف دانشگاه هاروارد انجام گرفت و در زمینه رابطه بین فناوری و محیط برنامه ریزی بوده است. آنها دریافتند که تغییر فناوری در صنایع به این بستگی دارد که محیطهای خارجی سازمان تا چه حدی تغییر را ضروری بدانند. صنعت کانتینر نیازی به تغییر فناوری ندارد و بــــــرعکس، صنایع پلاستیک سازی باید به طور پیوسته در حال تغییر و یا انطباق با تغییرات محیطی باشد. به همین ترتیب، بین این دو نوع صنعت، صنایع دیگری مانند صنایع غذایی قرار می گیرند که تا حدودی نیاز به سازگاری دارند. نتیجه مطالعات این دو محقق، مـا را به این واقعیت راهنمایی می کند که نوع فناوری اطلاعات به کار گرفته شده در طراحی و اجرای روشهای برنامه ریزی مواد و قطعات نیاز به انطباق با تغییرات محیطی خواهد داشت.

نظریه گالبرایت:وی را می بایست از پیشگامان مطالعات محیطی به شمار آورد. او در زمینه چگونگی برپایی سازمانها براساس پیش بینی وظایف آنها مطالعه و بررسی کرده است.

یافته های تحقیقات وی این بود که هرقدر کارهای یک سازمان، مانند برنامه ریزی مواد و قطعـات غیرقابل تغییر باشد، درباره آنها بهتر می توان برنامه ریزی کرد و در نتیجه به جریان و تداوم اطلاعات در سازمان نیازی نیست. به بیان دیگر وی اعتقاد داشت که محیط باثبات و فعالیتهـــــای پایدار در سازمان روشهای برنامه ریزی را طلب می کند که کمتر نیازمند توزیع اطلاعات هستند. بااین وصف، هرقدر سازمان و فعالیتهای آن مخصوصاً محیط بــرنامه ریزی آن بی ثبات تر باشد احتیاج به روشهای برنامه ریزی خواهد داشت که به توزیع اطلاعات در کل سیستم بهای بیشتری بدهند. همچنین وی باور داشت بین اجزای مختلف سازمان هماهنگی لازم است تا سازمان در ارتباط با محیط به طور اثربخش عمل کند. در صورت تغییــــرات افراطی در محیط برنامه ریزی سازمان نیاز به اهــرمهای هماهنگ کننده بیشتری احساس می گردد و این خود به جریان گردش اطلاعات کمک خواهد کرد.

مطالعات و طبقه بندی محیط، توسط «امری» و «تریست»: دو پژوهشگر به نامهای «فرد امری» و «اریک تریست» چهار نوع محیط را شناسایی و طبقه بندی کردند. آنها معتقد بودند که سازمانها با این محیطها روبه رو می شوند که عبارتند از: محیط تصادفی آرام، خوشه ای آرام، واکنشی متشنج و بسیار متشنج، همچنین آنها به این نتیجه رسیدند که درجه پیچیدگی این محیطها به تدریج افزایش می یابد. در ادامه به تعریف و تشریح هریک پرداخته شده و دیدگاهی که از ویژگیهای هرنوع از محیط در زمینه انتخاب روش بـــــرنامه ریزی مواد و قطعات ایجاد می گردد مورد بررسی قرار می گیرد. (مدیریت رفتار سازمانی، 1379).

الف - محیط تصادفی آرام: این محیط نسبتاً بدون تغییر است. بنابراین، از جانب آن هیچ تهدیدی متوجه سازمان نیست. در چنین محیطی توزیع درخواستها به صورت تصادفی است، سرعت تغییرات بسیار کند و پدیده عدم اطمینان در آن بسیار ضعیف است. در چنین محیط برنامه ریزی می توان انتظار داشت که روشهای اولیه برنامه ریزی کاربرد بیشتری داشته باشند.

ب - محیط خوشه ای آرام: در این محیط هم تغییرات زیادی رخ نمی دهد، ولی تهدیدات به صورت مجموعه یا انبوه در می آیند. سازمانی که در چنین محیطی قرار می گیرد در مقایسه با محیط تصادفی آرام باید بیشتر گوش به زنگ خطرات محیط باشد. در این رابطه امکان دارد که عرضه کنندگان مواد اولیه یا مشتریان ائتلاف کنند، نیروهایشان را روی هم گذاشته و مایه تهدیداتی برای تامین به موقع مواد و قطعات گردند.

ج - محیط واکنشی متشنج: این محیط از محیطهای قبلی پیچیده تر است. در چنین محیطی چندین سازمان و شرکت رقیب در پی هدفهای مشابهی برمی آیند. امکان دارد یک یا چند سازمان به اندازه ای بزرگ باشند که بتوانند بر محیط خود و سایر سازمانها اعمال نفوذ کنند. همان طور که معلوم است رقابت و تعارض از ویژگیهای عمده این محیط به شمار رفته و روشهای برنامه ریزی موادی قابلیت کاربرد خواهند داشت که انعطاف پذیری بیشتری را برای سازمان به ارمغان آورند.

د - محیط بسیار متشنج: این نوع محیط از بیشترین پویایی برخوردار است و در آن پدیده عدم اطمینان در شدیدترین وضع خود است. پدیده تغییر و تحول در همه جا و همه وقت حاضر است و اجــــــزاء یا ارکان محیط برنامه ریزی ارتباط بسیار زیادی با هم دارند. در یک محیط بسیار متشنج سازمان همچنین باید رابطه ای که با نهادهای دولتی، مشتریان و عرضه کنندگان مواداولیه دارد مرتباً موردارزیابی قرار دهد. با آنکه این محققان نظر خاصی در رابطه با ساختارها و روشهای متناسب با محیطهای پیش گفته ارائه نکرده اند، اما به نظر می رسد برای محیطهای الف و ب روشهایی با ساختار مکانیکی و محیطهای ج و د روشهایی با ساختار کاملاً ارگانیک متناسب باشند.

نظر «ریچارد ال.دفت»، در رابطه با محیط و تقسیم بندی آن: ازنظــــر «ریچارد دفت»، محیط برنامه ریزی سازمان از ساده به پیچیده و از پایدار به ناپایدار شکل می گیرد. براین اساس وی چهار محیط برنامه ریزی را شناسایی و معرفی می کند. که به قرار زیر هستند: (تئوری سازمان و طراحی ساختار 1380)

1 - محیط ســـاده و پایدار: به محیطی اطلاق می گردد که عوامل خارج از سازمان در آن محیط محدود هستند و اصولاً تاثیر چندانی بر سازمان و عملیات آن نخواهند داشت، ضمناً عــــــوامل به همان صورتی که هستند باقی می مانند یا تغییرشان اندک است. نمونه این نوع سازمانها شرکتهای توزیع کننده نوشابه است که با محیطی ساده و پایدار روبرو هستند.

2 - محیط ساده و ناپایدار: دراین محیط نااطمینـــــانی زیاد است و تغییرات موجب می شوند مدیران نتوانند به راحتی تصمیم بگیرند. به علاوه سازمانهایی هستند که پیوسته و غیرقابل پیش بینی تغییر می کنند، مانند صنایع سازنده کامپیوترهای شخصی، ابزار موسیقی و اسباب بازی. محیط برنامه ریزی این قبیل سازمانها ساده و ناپایدار است و با تغییرات شدید عرضه و تقاضا روبرو هستند. درواقع محیطهای ساده و ناپایدار مدیران تولید و عملیات و مواد را در تصمیم گیری ها دچار نااطمینانی می کند.

3 - محیط پیچیده و پایدار: سازمانهایی وجود دارند که با عوامل خارجی متفاوت بسیاری سروکار دارند، ولی این عوامل به همان صورت باقی می مانند یا تغییرات اندکی دارند و این خود نشان دهنده عدم اطمینان است. در چنین وضعیتی تعداد عواملی که باید تجزیه و تحلیل شوند بسیارند و لازم است در برابر هریک از آنها واکنش مناسب اتخاذ گردد. «دفت» اعتقاد دارد گرچه تعداد عوامل خارج از سازمان در محیطهای پیچیده و پایدار بسیار است و تغییرات کند است این تغییرات به تدریج رخ می دهند و قابل پیش بینی اند.

4 - محیط پیچیده و ناپایدار: موسساتی وجود دارند که با عوامل محیطی به تعداد زیاد و متفاوت روبرو هستند. درواقع در محیطهای برنامه ریزی پیچیده و ناپایدار میزان عدم اطمینان در مقایسه با سایر محیطهای مطرح شده در بالاترین سطح است.

محیط برنامه ریزی تولید: محیط برنامه ریزی تولید محیطی است که به عنوان فضای عملیات کارخانه موردنظر قرار گرفته است. باتوجه به بررسی دسته بندیهای مختلف تولید در بخشهای ابتدایی این نوشتار به دلیل وضوح آخرین و جدیدترین طبقه بنـــدی محیط برنامه ریزی تولید که توسط «اریک ماتسون» و «جان واتسون» اعضای انجمن مدیریت تولید و عملیات امریکا ارائه شده است را به عنوان انواع محیطهای برنامه ریزی تولید معرفی کرده و به کار خواهد برد.

تعــــریف محیط برنامه ریزی تولید: محیط برنامه ریزی تولیدعبارت است ازویژگیهای محصولات، فرایند تولید، وجریان تقاضاکه درچارچوب یک کارخانه اتفاق می افتد. این متغیرها همیشه در شرکتهای مختلف، متفاوت عمل می کند اما باید این امکان وجود داشته باشد که کم و بیش انواع جهانی محیطهای برنامه ریزی تولید را بتوان با درنظر گرفتن متغیرهای مذکور مشخص کرد. براین اساس انواع محیطهای برنامه ریزی تولید در شرکتهای تولیدی را میتوان با توجه به ویژگیهای ترکیبی هر سازمان به شرح جدول شماره (2) طبقه بندی کرد. البته بایدخاطرنشان کردکه یک شرکت ممکن است بیش ازیک نوع تولید را دارا باشد. این طبقه بندی به ارائه چهار نوع محیط بـــرنامه ریزی تولید به قرار ذیل منجر می گردد:     1 - محیط برنامه ریزی تولید سفارشات پیچیده مشتری؛  2 - محیط برنامه ریزی تولید محصولات انتخابی؛        3 - محیط برنامه ریزی تولید تولیدات دسته ای استاندارد؛         4 - محیط برنامه ریزی تولید تکراری استاندارد انبوه. نظر به اینکه ویژگیهای هریک از محیطهای موردتوجه در جدول(2) بیان گردیده است. از تشریح آنها خودداری می گردد. و در ادامه بحث به توضیح متغیرهای تبیین کننده محیط پرداخته می شود. ویژگی محصول (محصولات): ویژگی محصولات با اندازه گیری میزان تنوع محصول، پیچیدگی محصول و حجم تولید در مقیاس کم، متوسط و زیاد صورت می گیرد. ویژگی فرایند تولید: با سنجش پیوستگی، گسستگی، تکراری، انبوهی و دسته ای بودن آنها انجام می پذیرد.  ویژگی تقاضا (درخواست مواد و قطعات از سیستم تامین کننده): با اندازه گیری میزان نوسان تقاضای رسیده به خطوط تولید، در مقیاس ثابت، نوسان کم، نوسان متوسط و نوسان زیاد مشخص می شود.

 مطالعات انجـــام شده درباره محیط برنامه ریزی فقط یک تعداد محدود از تحقیقات که به روشهای برنامه ریزی می پیوندد برای محیطهای ویژه یافت شده است. به این منظور نقدی از یافته های تحقیقات و مطالعات انجام شده در ارتباط با موضوع مقاله حاضر با مدنظر قراردادن روند تاریخی آنها ازنظر می گذرد.

«کراجوسکی» در طرح تحقیق خود با عنوان «تاثیر تفاوتهای محیط برنامه ریزی بر موفقیت روشهای برنامه ریزی احتیاجات مواد و کان بان» که نتایج آن در سال 1987 میلادی در مجله معتبر، مدیریت علمی به چاپ رسیده است. ضمن تفکیک محیط برنامه ریزی تولید و طبقه بندی آن، به بررسی عمیق ویژگیهای روشهای فوق همت گماشته و دررابطه با بررسی تعامل بین این روشها در برنامه ریزی و کنترل موجودی و محیطهای متفاوت تولیدی، تاثیر مستقیم تفاوتهای محیطی را بر روی موفقیت یا شکست روشهای یادشده بسیار قوی ارزیابی می کند. وی و همکارانش به این نتیجه می رسند که عوامل گوناگون مداخله گر در محیط برنامه ریزی تولید برخلاف محیط کلان سازمانها قابل کنترل بوده و می توان باکنترل آنها به موفقیت روشهای برنامه ریزی موادکمک کرد. آنچه در تحقیق فوق بیشتر موردتوجه قرار می گیرد ویژگیهای روشهای برنامه ریزی احتیاجات مواد و«کان بان» است. و از مطالعه روشهای دیگر برنامه ریزی مواد و قطعات خبری نیست، وی و همکارانش معتقد هستند که موفقیت روش برنامه ریزی به محیط اجرای آن بستگی دارد. باتوجه به اینکه تحقیق یادشده اولین مطالعه صورت گرفته در زمینه تعــــامل محیط و روش برنامه ریزی است، می توان از آن به عنوان یک نقطه آغاز در بررسی موضوعهای مرتبط با موضوع تحقیق حاضر نام برد.

«گیانگ» و «ساوایا» در سال 1992 میلادی طرح تحقیقی را به انجام رساندند که برمبنای الگوی انجام گرفته توسط «کراجوسکی» صورت پذیرفته بود، بااین تفاوت که سازمانهای موردبررسی بانوع سازمانهایی که «کراجوسکی» بعنوان نمونه انتخاب کرده بود متفاوت بودند. یافته های تحقیق یادشده تقریباً شبیه به یافته های تحقیق مشابه در سال 1987 میلادی بود. آنها پیشنهاد می کردند که سازمانها قبل از انتخاب روش برنامه ریزی احتیاجات مواد و کان بان می بایست شرایط محیطی برنامه ریزی را مورد بررسی قرار دهند. زیرا یک روش بسیار مطلوب در یک سازمان ممکن است یک روش کاملاً نادرست باتوجه به ویژگیهای محیطی در سازمان دیگر باشد. خلاصه تحقیقات نام برده شده در مجله مدیریت «تولید و موجودی» به چاپ رسیده است. «بری» و «هیل» در کتاب اتصال سیستم به استراتژی که برمبنای نتایج طرح تحقیقاتی آنان با عنوان «تاثیر عدم توازن بین نیازمندی های بازار بر انتخاب روش برنامه ریزی وعملکرد» ر سال 1992 میلادی نوشته شده است، به دنبال پاسخ این سوال گشته اند که میزان تاثیر عدم توازن ونظم بازار با روش برنامه ریزی انتخاب شده به چه اندازه بوده و این عامل طبق چه فرایندی عملکرد سیستم را تحت الشعاع قرار می دهد. آنان نتیجه می گیرند که عدم توازن نیازمندیهای بازار با انتخاب روش مناسب عملکرد را بهبود خواهد بخشید و در غیر این صورت این عامل تمامی ابعاد عملکردی سازمان را تحت تاثیر قرار داده و درنهایت موجب تضعیف آن خواهدشد. پیشنهاد اساسی آنان در انتهای طرح تحقیقی شان این است که سازمانها با انتخاب درست روش برنامه ریزی در سازمان می توانند درصد بالایی از عدم توازن تقاضای مشتریان را مهار کرده و از این راه عملکرد را بهبود ببخشند. آنچه در تحقیق فوق می تواند به عنوان ضعف آن تلقی شود این است که تحقیق فوق بیشتر جنبه توصیفی داشته و به ایجــاد الگوی مناسب برای عمل منجر نمی گردد. ازطرف دیگر توجه و تمرکز بر یک عامل مربوط به محیط خارجی سازمان به تنهایی نمی تواند پاسخگوی سوال مطرح شده توسط آنان باشد. فایده تئوری تحقیق فوق برای محقق در این است که دیدگاه وی نسبت به تاثیر انتخاب درست روش، با درنظر گرفتن محیط برنامه ریزی سازمان بر عملکرد آن روشن تر می گردد.

دکتر «شرودر» در سال 1995 میلادی در تحقیقی تحت عنوان «ارتباط بین راهبردهای رقابتی و فناوری فرایند تولید» بیان می کند، انطباق بین طرح فرایند تولید به عنوان یک عامل بسیار مهم محیط برنامه ریزی تولید با روش برنامه ریزی سازمان، بر عملکرد شرکتهای تولیدی تاثیر می گذارد. وی رابطه بین این دو عامل مهم را یک رابطه مستقیم درنظر گرفته و اعتقاد دارد سازمانهایی که درجه سازگاری روشهای برنامه ریزی آنها با طرح فرایند تولید آنان بیشتر است عملکرد بهتری را نشان می دهند. همان طور که مشخص است وی نیز در بین عوامل محیط برنامه ریزی تولید بیشترین توجه خود را به نوع فرایند تولید معطوف داشته و تاثیر عوامل دیگر محیطی را کمرنگ تلقی می کند. باتوجه به اینکه تحقیق وی بیشتر توصیفی است تا کاربردی. نتیجه آن دیدگاه محقق را نسبت به یک عامل دیگر در محیط برنامه ریزی تولید روشن تر ساخته به گونه ای که عامل نوع فرایند تولید را به عنوان یکی از عوامل موثر در طبقه بندی محیطهای برنامه ریزی تولید مدنظر قرار دهد.

«نیومن» و «اسرید هاران» در سال 1995 میلادی در یک پـــــروژه تحقیقاتی تحت عنوان «مرتبط سازی برنامه ریزی تولید و کنترل محیط ساخت» بر روی ثبات محیط برنامه ریزی تولید و اعمال تغییرات بر روی روشهای برنامه ریزی مواد تاکید می کنند. آنان معتقدند که لازم است مدیران سازمان محیط برنامه ریزی تولید خود را به خوبی بشناسند و با احاطه تئوری و عملی بر روشهای برنامه ریزی مواد مورداستفاده، این روشها را به گونه ای دست کاری کنند که با شرایط محیطی سازگار شوند. براین اساس نتیجه گرفته و ابراز می کنند: شرکتها می توانند عملکرد بالایی داشته باشند و موضوع این نیست که چه روشی برای برنامه ریزی موادی که آنها استفاده می کنند انتخاب می شود.اولین روش باید با ویژگیهای محیطی تطبیق داده شود. آنچه ازنظر محقق بیشتر نتایج تحقیق این محققان را به زیر سوال می برد این است که هریک از روشهای برنامه ریزی مواد و قطعات دارای ویژگیها و قابلیتهایی هستند که جز عناصــــر و خصوصیات بنیادی آن به شمار می روند و تغییر این خصوصیات ویژه اگر غیرممکن نباشد حداقل بسیار دشوار است ونیاز به دانش و تبحر بسیار بالایی خواهد داشت، که از توان مدیران سازمانها خارج خواهدبود. با این وصف، گرچه تحقیق یاد شده رابطه بین محیط برنـــامه ریزی و روشهای برنامه ریزی مواد وقطعات را مورد تشکیک قرار می دهد، ولی ارتباط نزدیکی با هدف مطرح شده در مقاله را دارد. از این رو مورد توجه قرار گرفته است.

دکتر «لی لینگ هسو» از دانشگاه ملی «یان لین» تایوان در سال 1998 میلادی در رساله دکتری خود تحت عنوان «بررسی تاثیر تعامل بین تولید و بازاریابی به عنوان یک دیدگاه استراتژیک» به بازار به عنوان یک عامل بسیار مهم محیطی توجه کرده ضمن تشریح مفهوم اهداف تولید و بازاریابی، تعامل بین فعالیتهای تولیدی و بازاریابی فرضیه های به شرح زیر مطرح ساخت.

1 - شکاف بین اهداف تولیدی و تغییرات بازار اثر منفی روی عملکرد می گذارد؛

2 - تعارض بین فعالیتهای تولیدی و بازاریابی روی عملکرد تاثیر منفی دارد. وی ضمن ارائه تعاریف عملیاتی برای اهداف تولیدی، اهداف بازاریابی، شکاف بین اهداف تولیدی و بازاریابی و میزان تعارض بین فعالیتهای تولیدی و تغییرات بازار، سنجش عملکرد یک سازمان را منوط به اندازه گیری پنج عامل قلمداد می کند، این عوامل عبارتند از:

نرخ رشد درآمد فروش، بازگشت داراییها، نرخ خالص سودآوری، تعداد محصولات جدید بازاریابی شده و میزان موفقیت بازار برای محصولات جدید. نتیجه تحقیق وی نشان داد که شناخت محیط بیرونی سازمان و تغییرات تقاضا اصلی ترین نقش را در عملکرد سازمان بازی می کند. در صورتی که بین اهداف اساسی سازمان و الگوهای برنامه ریزی آن فاصله وجود داشته باشد و فرایندهای تولیدی منطبق با ویژگیهای بازار نباشد عملکرد دستخوش تقلیل خواهدشد.

«آلهاگر» و «رودبرگ» مجریان طرح تحقیقاتی با عنوان «ارتباط فرایندهای انتخابی و سیستم های کنترل و برنامه ریزی تولیدی» در سال 2000 میلادی ارزش فرایندانتخاب را در مورد روشهای انتخاب برنامه در سطوح مختلف برنامه ریـــزی موردبررسی قرار داده و نتیجه می گیرند، سطوح برنامه ریزی سازمان بر انتخاب روش برنامه ریزی تاثیر می گذارد. آنان ادعـــــــا می کنند که مدیران سازمانها می بایست با شناخت دقیق و علمی سطح عملیات سازمان و میزان اثربخشی و اثرگذاری اجرای برنامه ها بر کل سازمان این سطوح را طبقه بندی کرده و براساس خصوصیات و ویژگیهای هر سطح از برنامه روش برنامه ریزی مناسب را به کار گیرند، در صورت عدم این تناسب سازمانها توانایی سازگاری با محیط پرتلاطم را نخواهند داشت. آنچه از تحقیق یادشده برای تحقیق حاضر حاصل می شود، این است که محقق به بررسی و شناخت سطحی که برنامه ریزی مواد و قطعات در سازمانهای موردمطالعه در آن قرار می گیرد تــوجه کند. به این معنی که فرایند برنامه ریزی مواد و قطعات درکدامین سطح از برنامه ریزی سازمان قرار گرفته و نحوه تعامل این سطح و تصمیماتی که در آن اتخاذ می شود با سطوح دیگرچگونه و طی چـــــه فرایندی صورت میپذیرد. علاوه براین، محققان درپروژه تحقیقاتی مذکور به بررسی برنامه ریزی ظرفیتی وکنترل کارخانه نیز پرداخته و پیشنهاد می کنند کــــه برنامه ریزی ظرفیت کارخانه میبایست به صورت همپوشانی با برنامه ریزی کنترل صورت پذیرد، درغیر این صورت هر قدر هم برنـــــامه های ظرفیتی کارخانه وزمان بندی آن دارای صحت بالا باشدبازهم عدم انطباق بابرنامه های کنترلی سیستم رادستخوش انحراف خواهد ساخت.

دکتر «پاتریک جان سون» و «آرن ماتسون» از دانشگاه «ویکس جو» سوئد و عضو انجمن مدیریت تولید آمریکا در اواخرسال 2001 میلادی در پروژه تحقیقاتی خود که نتایج آن را در کنفرانس سالانه این انجمن تحت عنوان «تاثیر محیط برنامه ریزی بر روی موفقیت برنامه ریـــزی تولید ومدلهای کنترل» ارائه کرده اند، عقیده دارند که تناسب برنامه ریزی تولیدات مختلف و روشهای کنترل به ویژگیهای محصول یا محصولات، تقاضا و فرایندهای تولید بستگی دارد. یک روشی که به طور کامل و خوب در یک ایستگاه کار می کند می تواند یک روش کاملاً اشتباه در ایستگاه دیگر باشد. آنها درحین مطالعات تئوریک خود متوجه گردیدند که همواره نقصهایی در بررسیها و مطالعات تجربی وجود دارد که ویژگیهای محیط را برای روشهای برنامه ریزی توصیف می کند. همچنین آنان هدف تحقیق خود را بررسی تاثیر محیط برنامه ریزی در رابطه با استفاده و انتخاب روشهای برنامه ریزی معرفی می کنند.

مجریان این طرح تحقیقاتی اظهار می دارند که روشهای برنامه ریزی بر بخشهای مختلف برنامه و میزان جزئیات آن اشاره دارد. توجه بر مطالعات کنونی حاکی از آن است که چه تدابیری برای برنامه ریزی مواد، کنترل کارخانه و برنامه ریزی ظرفیت اندیشیده شده است. در هر سطحی یک تعداد از روشهای برنامه ریزی به چشم خواهدخورد. آنچه که در این تحقیق بیشتر توجه محققان را به خود جلب کرده است. میزان رضایتمندی و نارضایتی است که از روشهای برنامه ریزی مواد، برنامه ریزی کنترل کارخانه و برنامه ریزی ظرفیت در محیطهای مختلف تولیدی ایجاد می شود. متغیرهای محیطی ازنظر مجریان پروژه تحقیقاتی شامل فرایندهای تولید، جریان تقاضا و پیچیدگی محصولات هستند که بر این اساس، انواع محیطهای برنامه ریزی در شرکتهای تـــــــولیدی به چهار نوع تقسیم می شوند، محیط تولیدی با تولید سفارشات پیچیده مشتری (نوع اول)، تولید محصولات انتخابی (نوع دوم)، تولید دسته ای استاندارد _(نوع سوم) و تولید مستمر و تکراری انبوه، (نوع چهارم)، آنان یک بررسی از طریق پست را برای 380 نفر از مدیران تولید و کترل موجودی ارسال کردند. اعضای این جامعه، کم و بیش بین صنایع تولیدی سوئد پراکنده بودند. معیار سنجش رضایت از روشها براساس پاسخ به این سوال کلیدی بود که تاچــه حدی روش فوق می تواند اهداف را برآورده سازد؟ پاسخها براساس مقیاس پنج فاصله ای لیکرت مشخص می شد. پاسخهای داده شده برای گزینه های 1 و 2 توسط کاربرانی ارائه داده شده بود که ازروش راضی نبودند و 4 و 5 نیز توسط کاربرانی راضی ارائه می شد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که سیستم نقطه سفارش، برنامه ریزی احتیاجات مواد و کنترل سفارشات پــــروژه به صورت مشترک در روشهای برنامه ریزی استفاده می شوند. اما برنامه ریزی احتیاجات مــــواد یک روش مهم محسوب می شود. سیستم نقطه سفارش باید روشی مهم در بسیاری از محیطها به حساب آید، این روشی است که در تمامی محیطها به استثناء تولیدات تکراری کاربرد دارد. نتیجه نهایی تحقیق این دانشمندان نشــان داد که بیش از 75% کاربران سیستم برنامه ریزی احتیاجات مواد که در محیط تولیدی با تــــولید استاندارد فعالیت می کنند از این روش راضی هستند.برداشت محقق از تحقیق این دو دانشمند این است که هر محیطی در زمینه فرایند عرضه و تقاضا و تولید دارای خصوصیات مختلفی است و برای برنامه ریزی موادو ظرفیت دارای اولویتهای خاص خود است. بنـــابرایــن، هر روش برنامه ریزی را نمی توان برای همـــــه محیطهای متنوع برنامه ریزی به کار برد. اکثر تطبیق های پیشنهاد شده برای روشهـــای برنامه ریزی مواد و محیط برنامه ریزی با یکدیگرفرق می کنند. همچنین در زمینه روش کنترل کـــــارخانه، داده ها نمی تــــــواند رابطه قوی میان روشهای برنامه ریزی و محیط برنامه ریزی ایجاد کند. مجریان این تحقیق علمی بیشتر جنبه های توصیفی سوال خود را توسعه داده و موردمطالعه قرار داده اند. و از مدلهای کاربردی در آن نشانی پیدا نمی شود.

نتیجه گیری : مقاله حاضرحاوی چکیده ای از بررسیهای عمیق صورت گرفته در زمینه تک تک متغیرهای معرفی شده و موثر در رابطه با محیط برنامه ریزی بوده است به عبارتی روشن تر این مقاله مشتمل بر اطلاعات اساسی و بنیادی مربوط به محیط برنامه ریزی است که خواننده را با مطالعات، تحقیقات و نوشته های اندیشمندان دیگر در این زمینه آشنا می کند و ابعاد جدیدی را برای گسترش مطالعات و تحقیقات بعدی فراهم می سازد. مقاله مذکور بیانگر گستردگی مفاهیم مربوط به مدیریت محیط و برنامه ریزی محیطی است. لذا نتیجه تحقیق چیزی جز لزوم شناخت محیط برنامه ریزی وایجاد انطباق بین روشهای برنامه ریزی با آن نیست. به عبارت روشن تر، نتیجه تحقیقات برشمرده در این مقاله به وضوح بیان می دارند که برای کسب حداکثر بهره وری در سازمان راهی جز کشف محیط برنامه ریزی، تفکیک و طبقه بندی آن و همچنین انتخاب روشهای متناسب با هر محیط وجود نخواهد داشت.

منابع : 1 - دفت، ریچاردال، «تئوری سازمان وطراحی ساختار»، ترجمه علی پارسائیان وسیدمحمداعرابی، دفترپژوهشهای فرهنگی، 1380.

2 - رابینز، استیفن پی، «مدیریت رفتار سازمانی»، ترجمه علی پارسائیان و سید محمد اعرابی، جلد سوم، چاپ دوم، 1377.

3 - رجب بیگی، مجتبی، و سلیمی، محمدحسین، «مدیریت کیفیت فراگیر»، تهران، مرکز اطلاع رسانی وزارت کشاورزی و مرکز نشر دانشگاه صنعتی امیرکبیر، 1381.

4 - نجف بیگی، رضا، «سازمان مدیریت» مرکز انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی، 1380.

- BERRY, W.L. AND T.HILL. “LINKING SYSTEM TO STRATEGY”.. INTERNATIONAL JOURNAL, OF OPERATIONS AND PRODUCTION MANAGEMENT. VOL.12, NO.1, 1992.

- GIANQUE, W.C. AND. W.J. SAWAYA. “STRATEGIES FOR PRODUCTION CONTROL”. PRODUCTION AND INVENTORY MANAGEMENT JOURNAL. VOL.33, 1992.

- HODGE, B,J,W.P.ANTHONY, “ORGANIZATION THEORY”. LONDON, ALLYN AND BACON, INC.2001.

- JONSSON, PATRIK AME-STIG MATTSSON, VAXJO UNIVERSITY, “THE IMPLICATION OF PLANNING ENVIRONMENTS ON THE SUCCESS OF MANUFACTURING PLANNING AND CONTROL METHODS “ POM-2001, MARCH 30 - APRIL 2, 2001, ORLANDO FL.

- KRAJEWSKI, L, B.KING, L.RITZMAN, WONG, D, MANAGEMENT SCIENCE. VOL. 33, NO.1. 1987.

- LING HSU, LI, “THE IMPACT ON PERFORMANCE FOR THE INTERACTION BETWEEN MANUFACTURING AND MARKETING FROM A STRATEGIC PERSPECTIVE”., Http://www, sber.uca., Edu/Research / 1998/WDSI/98 wds 645.txt.

- NEWMAN, W. AND V.SRIDHARAN. “LINKING MANUFACTURING PLANNING AND CONTROL TO THE MANUFACTURING ENVIRONMENT”. INTEGRATED MANUFACTURING SYSTEM, VO.6, NO.4. 1995.

- OLHAGER, J.AND M.RUDBERG. “LINKING PROCESS CHOICE AND MANUFACTURING PLANNING AND CONTROL SYSTEM”. WORKING PAPER, WP - 258, LINKOPING: DEPARTMENT OF PRODUCTION ECONOMCIS, LINKOPING INSTITUTE OF TECHNOLOGY, 2000.

- SCHRODER, D.M., S.W. CONGDEN, AND C.GOPINATH. “LINKING COMPETITIVE STRATEGY AND MANUFACTURING PROCESS TECHNOLOGY”. JOURNAL OF MANAGEMENT STUDIES VOL.32, NO.2, 1995.

- BURNS, T, STAKER, G.M, THE MANAGEMENT OF INNOVATION, NEW YORK, OXFORD UNIVERSITY PRESS, 2001.


برچسب ها: برنامه ریزی،

تاریخ : 9 مهر 91 | 16:34 | نویسنده : شمسی | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.