تبلیغات
مـــــدیـــــــــریت دولتـــــــــــــی - بقیه نظریه سازمان1

جلسه2/ 10/ 90

پست مدرن ها (صفحه 110):

منبع تغذیه پست مدرن ها رویكردهای زیر است:

-         رویكرد مكتب فرانكفورت : پروژه روشن فكری  دانش را ما شكل می دهیم دانش مبتنی بر عقالانیت پس چرا دانش تغییر پیدا می كند بلكه دانش در حال تغییر است و عوض می شود مانند حرف گالیله زمین دور خورشید می چرخد این پروژه روش فكری حرف هایشان را به ما تحمیل كند و ما باید آن را قبول كنیم.

-         مثال : نظریه گالیله با قدرت كلیسا كه بالاتر از قدرت خودش بود روبرو شد . با تغییر و توزیع قدرت دانش نیز تغییر پیدا می كند حاكمان آن چیزی را كه دوست دارند آن را دانش می نامند و هر آنچه را كه دوست ندارند می گویند كه دانش نیست. پس این چه جور دانشی است كه در جدائی پررنگ تر می شود و مطرح می گردد و درجائی دیگر خفه می شود مثلاٌ طب سنتی یك دانش است ولی چرا نمی گذارند رونق بگیرد ؟ در جواب می توان گفت پارادایم غالب  در اینجا محفل علمی غالب پزشكان است كه از لحاظ دانش تحصیلات دانشگاهی دارند و تحصیل كرده هستند بنابر این اجازه بروز یك علم دیگر را نمی دهند و در واقع یك صدای غالب است و اجازه بروز و رشد صداهای كوتاه و كوچك را نمی دهند.

در این شكل می بینید كه توزیع قدرت وقتی بیشتر است كه ارزش آن بیشتر باشد. در مورد توزیع قدرت درصورتی كه یك حمایت كننده قوی داشته باشد باعث میشود كه تابع توزیع قدرت بالاتر و بیشتر بشود.  در جوامع توزیع با دانش رابطه مستقیم دارد.  اگر علم در سازمان ودرجامعه چندصدائی باشد خوب است چه خلاف وچه موافق شما صحبت می كنیدنه تحمیلی بلكه اختیاری این دانش موفق است.

زمانی كه یك پارادایم می رود كه جوابگوی پارادایم های دیگر نباشد و یك پارادایم دیگر می آید.

مدرن ها روایاتی را ایجاد میكنندوافسانه هایی را ایجاد میكنند كه عقلانیت چیز دیگری است و اگر دنبال آن برویم و با آن بزرگ می شویم.

سوسور : نظریه او براساس یك سری دال و معلولی بنا شده بود. رابطه آن اجباری است ولی اختیاری نیست. مثل اسامی كه روی افراد می گذارند. یعنی یك رابطه اختیاری است آن زمان كه اسم را انتخاب كرده اند اختیاری است.

در مورد زبان وقتی صحبت می باشد زبان اختیاری است.

بازی زبانی :

یعنی شما قادرید با توجه به شرایط مختلف از عبارات معانی مختلفی را برداشت كنید. ادراكات، زبان و عبارت متفاوت است. اسم این ادراكات و تفسیرهای متفاوت از یك عبارت را بازی های زبانی گذاشته اند.

فرا ساختار گراها :

فراساختارگراها در حوزه ادبیات فقط كار می كنند. خود ساخت گراها جزو مدرنیست ها بوده اند و در یك سری از حوزه علمی خودشان به بن بست می خورند. پست مدرنیست ها بیشترین كارش در حوزه هنر و ادبیات ونمایش نامه نویسی است. رابطه دال و مدلول اختیاری است و محدودش نمیكنند و آن یك ریشه ای دارد كه در تاریخ و به چه دلیلی و در چه شرایطی این یك منطقی پشتش نبوده است بلكه همه چیز بر اساس عقلانیت وجود دارد. پشت سر هم موضوعی یك سیستمی وجود دارد و خوابیده است.

 تفسیری  نمادین :

بیان می كند جامعه از یك ساخت اجتماعی بوجود می آید و براساس فهم بین الاذهانی شكل می گیرد. اما در هر پدیده یك عقلانیتی وجود ندارد و در غالب فقط فهم بین الاذهانی وجود دارد.

محافل معنا :

پست مدرن ها : كلمه كلیدی آنها زبان است و زبان بیان كننده تفسیرها و حقایق می باشد. درواقع زبان همان خود شما هستید و نماینده یك فرد و یك تفسیر و یك دانش است و از طریق زبان همه چیز بیان می شود و نماینده شخصی خودتان است و از یك سری حربه و تدابیر و سیاست استفاده می كنیم برای ادراك و آن ادراك من را قادر می سازد كه بتوانم بیان كنم. زبان نماینده شماست و براساس آن برداشت هایی را می توانیم داشته باشیم و براساس همان زبان می توانیم یك داستان ایجاد كنیم. وقتی داستانهائی تولید میشود یك سری برداشت هائی را می توان از آن داشت كه همان بازی های زبانی است و می توان روی آن مسلط شویم و اینكه از روی چه زاویه و نگرشی باید آن را نگاه كنیم تا شكست نخوریم مهم است. اگر یك سری افسانه ثابت ارائه بدهیم و دیگر اجازه ندهیم كه كس دیگری نیز ارائه بدهد این تك صدائی است  و در آن صورت حق انتخاب نداریم. در پولارایزم چند صدائی وجود دارد و همه صاحب دانش و زبان هستند و این چند صدائی دارای دو حسن است . 1- باعث می شود به مرور زمان صاحب صدا شویدیعنی یك سبك و زبان را داشته باشید . 2- دارای اختیار هستید از میان چند صدا یكی را به دلخواه میتوانید انتخاب كنید.

مدرن : من خودم طبیعت هستم و جزئی از طبیعت هستم اگر طبیعت تسخیر شود من هم تسخیر می شوم و دانش دارای طبقاتی است و علاوه برطبیعت انسان نیز تسخیر پذیر است و آن مربوط به عقلانیت است و دانش نیز به عقلانیت میرسد وقانون از عقلانیت نشأت میگیرد.

 

دیدگاه پست مدرنیسم در مورد آزادی : آزادی را براساس عدالت و در دموكراسی می بیند.

 دیدگاه مدرن در مورد آزادی : آزادی عقلانیت ، خرد و دانش بیشتر می بیند.

 این مهم است كه در داخل بی نظمی بتوانیم نظم ایجاد كنیم كه پست مدرنیسم ها می گویند هر جا كه قدرت و دانش با هم ادغام شود گفتمان وجود ندارد علت چیست؟ زیرا گفتمان قدرت پذیر نیست همه باید بتوانند گفتمان بكنند وقتی گفتمان حادث میشود كه شما به همه اجازه گفتمان را بهدید. گفتمان یعنی در شرایط برابر با هم بحث كنیم و یكی بر دیگری چیره نباشد و در یك محیط و فضای صادقانه حالت برنده برنده باشد. عادی كردن  نرمال كردن اثرات گفتمانی نظم و نثر می شود و نظم سلسله مراتبی شكل می گیرد. زمانیكه قدرت دانش میآید اعمال قدرت نرمالیته میشود و رابطه به صورت رئیس و مرئوس است. منجر به این می شود كه محدودیت ایجاد میكند.

وقتی گفتمان ، نرمال سازی می شود-  ایجاد نظم می كند وقتی گفتمان در بستر است و آن رابطه نرمال سازی از بین می رود فاقد اعمال قدرت می شود. در واقع وقتی در مورد یك موضوعی گفتمان می كنیم به آن موضوع مركزیت می دهیم و در واقع قدرت می دهیم مثل اینكه سفیدپوستان ارجحیت بر سیاه پوستان دارند.

.: Weblog Themes By VatanSkin :.