تبلیغات
مـــــدیـــــــــریت دولتـــــــــــــی - بقیه نظریه سازمان

جلسه 90/9/25

تفسیری  نمادین ها:

نظریه فنی اجتماعی : تكمیل نظریه مدرنیست ها در دیدگاه ماشینی است.

در دیدگاه ماشینی : انسان به صورت یك ماشین فرض شده است و به عنوان یك عامل و مستقل روی آن حساب می شود.

رویكرد ماشینی با رویكرد انسانی =  مدیر باید تصمیماتی را كه اتخاذ می كند متناسب باشد

علم ارگونومی  ارگونومی Ergonomics واژه ارگونومی از دو کلمه یونانی Ergos به معنی کار و Nomos به معنی قاعده و قانون تشکیل شده است و عبارت است از قانون روابط انسان با کار. در کتاب لغت، ارگونومی عبارتست از شناخت علمی از انسان در ارتباط با محیط. علم ارگونومی یک رشته مطالعات چند شاخه ای بوده و از علوم مختلف اقتصادی، فنی، بیولوژیکی، آناتومی، روانشناسی، مدیریت، ریاضیات و آمار و... تشکیل شده است  

به جائی اینكه ماشین جزئی از انسان باشد (انسان جزئی از ماشین شده)

ماشین را مطابقت دادند كه زیاد به انسان فشار وارد نشود

انسان ماهیتی برابر و مافوق ماشین پیدا كرد

 

رویكرد اقتضائی:

وقتی به انسان بها داده می شود كیفیت زندگی و كاری او افزایش پیدا می كند. عملاٌ رضایت و انگیزش در درون او افزایش پیدا میكند. در او GWL و استرس آسیب دیدگی در آن كم می شود. ماشینی كه طراحی می كنند و تولید می كنند چون زود مستهلك می شود برای اینكه میزان صدمات به آن كم شود طوری طراحی می كنند كه زود مستهلك نشود. در واقع همه كارها و راهكارها به صورت مشروط هستند. دیدگاه انسانها بر روی فروش متمركز است محور اصلی انسان روی فروش و خروجی است كه چه چیزی عایدش می شود و روی آن برنامه ریزی می كند در واقع روابط ساختنی هستند و قوانین پذیر نیستند در اصل باید شرایط كلیدی را در نظر گرفت.

تفسیری  نمادین :

در رویكرد مدرنیسم ما باید به سوی بهره وری برویم و باید به سمت انسان برویم و دانشمندان به سمت علم انسان شناسی رفتند و در این زمان شرع شد و شناخت انسان مبتنی بر نظریه ها و تفسیرهای شخصی شد. آقای اسكینی فرن : شناخت انسان محیط است و یك شرایطی به نام بحران اعتماد بر نتایج علم انسان شناسی بوجود آمد.

نظریه ساخت اجتماعی:

هرچیزی كه وجود دارد در اجتماع و ساخته می شود بر اثر تعاملات ما ساخته میشوند و براساس تجاربی كه داریم آن را ترجمه می كنیم. مثلاٌ :  قابلاما

از این كلمه با توجه به تصویر سازی كه در ذهن خود شكل داده ایم و معنای كه در فهم بین الاذهانی است و پدیده دارای معنا و مفهوم می شود و این بحث ابتدا در ذهن و درون ما استفاده میشود و بعد برون سازی می شود و آن معنا را به آن شی پیوند می دهیم و آن را باور داریم.  اگر یك جائی بشنویم این مفهوم را ترجمه می كنیم و این شروع به زایش می كند.

فهم بین الاذهانی : یك معنایی را به یك چیز نسبت می دهند و به رسمیت می رساند و برون سازی می كنند و بعد نسل به نسل منتقل می شود. در واقع ساخت اجتماعی ما از تعاملات فهم بین الاذهانی ما است. در مجموعه تئوریزه كردن كلمه و كانون تمركز آن مفهوم است و تصویر سازی می شود و یك معنائی به آن پیوند می خورد.

در واقع تصویر را داریم و معنا را به آن پیوند می زنیم و برون سازی می كنیم و  شی گونه شده است.

 

در نظریه ساخت اجتماعی سه موضوع مهم است:

برون سازی = معنائی به آن پیوند می دهیم

شیء گونه سازی = با فهم بین الاذهانی به آن تصویر و شكل می دهیم و خارج از خودش دارای معنا می شود

درون سازی =  درون خودش مطابقت میدهیم و به یك معنا می رسیم

 

صفحه 104:

غالب زندگی آنچه كه از افكار خود ساخته اید درون آن گیر كردیه اید و هیچ چیزی از محیط به آدم تحمیل نمی شود و آن تاری كه تنیده اید درون آن قرار می گیرد و از حد آن تارها بیرون نمی رود و اداراك های ما كه در آن قرار گرفته ایم و وب های معانی ما است كه در جائی دیگر حیطه تفكر و معانی بزرگ تر م شود و هرچقدر مفاهیم بین الاذهانی زیاد شود و مختلف راه پیدا كرده و تجارب زیادی را كسب كرده اند ودرواقع ازماست كه برماست وقتی شبكه بین الاذهانی ما بزگتر شود شبكه اجتماعی ما نیز بزرگتر می شود. و پست مدرنیسم هادراین فضاهای بین الاذهانی كه دروب بوجود آمده است و استفاده از فرصت ها می كنند و وارد آن فضاهای بین الاذهانی می شوند در واقع بایدها و نبایدها است و ستفاده از ورود به این فضا ها را شكل می دهد ولی مرزهای آن را محدود نمی كنند.و ما تابع این هستیم كه فضاهای بین الاذهانی ما چقدر است و این فضا را ما خودمان محدود می كنیم.

در نتیجه شبكه اجتماعی ما بزرگتر و بالا می رود و ارتباطات ما هم بیشتر می شود و بعد اسیری ما دیگر در این فضا نمی تواند بماند و فضای بزرگتر را دارا است. هر چقدر در فضای بین الاذهانی بیشتر برویم حیطه قلمرو آن وسعت پیدا می كند.

نظام ارزشی یك فرد را بخواهیم نقد كنیم باید اول آن نظام را بشناسیم و تحقیق كنیم و فهم خودمان را بالا ببریم.

نظریه معنا بخشی و وضع واقعیت:

همان نظریه ساخت اجتماعی است. اما در حوزه سازمان و قدرت است. آیا قدرت دارای سلسله مراتب است؟ در واقع به یك مفهوم كه كاملاٌ انتزاعی است تجسم بخشیدیم و برخی را به صورت تصویر یعنی نماد درست كردیم و تجسم ایجاد كردیم اما قدرت به این شكل به صورت تصویر و نماد هم نیست و استراتژی ها و سیاست ها هم شكل نگرفته فرق می كند.

نظریه وضع واقعیت :

محیط آنچه كه دارد ما نسبت به آن حالت برنامه ریزی و تجسمی پیدا می كند و چیزی واقعیت پیدا می كند كه قبلاٌ واقعیت نداشته بعد از وقع یك سری چیزها واقعیت پیدا می كند.

بحث انعكاس گری:

باید مثل یك آئینه عمل كنید و هر چیزی كه می آید آن را انعكاس بدهی و نباید در آن لغات و تغییری داشته باشی.

كو واپسگری : عوامل تهدید كننده بقای سازمان

 یادگیری تك حلقه ای: فقط یك حلقه وجود دارد

  

یادگیری دو حلقه ای: دارای دو حلقه  فیلتر و بازبینی میشود- دوحلقه وجوددارد و وارد یادگیری میشود

 

 صفحه 110 :

این مسئله مطرح شده است كه پیش فرض های طرح پژوهشی من چیست؟

این سئوال ها باید از خود مرتب سئوال شود (تكرار)

خود انعكاس گری (كه فلسفه مطالعه وپژوهش در تفسیری  نمادین)

انعكاس گری (صرفاٌ آنچه دیده می شود را گزارش دهد بدون تعبیر و تفسیر

 

انعكاس همراه با آگاهی از موضوع و فلسفه مطالعه:

آئینه         همه چیز را نشان می دهد

انسان        بعضی چیزها را باید نشان بدهیم و بقیه را نشان نباید بدهیم

 


.: Weblog Themes By VatanSkin :.