تبلیغات
مـــــدیـــــــــریت دولتـــــــــــــی - نظریه سازمان فصل1 و 2

نظریه : مجموعه ای از مفاهیم و روابط بین آنها كه برای تبیین و تشریح یك پدیده مورد استفاده قرار می گیرد.

نظریه ها : به دو دسته تقسیم می شوند

1-     تبیین علی : رابطه علت و معلولی ¬ جهانشمول

2-     تبیین توصیفی : روابط بین پدیده ها را توصیف می كند.

در مدیریت اگر رابطه علی 5% وجود داشته باشد نمی توانیم رابطه جهان شمول را پیدا كنیم. بعضی اصول كلاًجهان شمول هستند.

نظریه سازمان : مجموعه ای یكپارچه و هماهنگ و واحد از مفاهیم كه برای تشریح و تبیین سازمان مورد استفاده قرار می گیرد.

مثال : تئوری كلاسیك و نئوكلاسیك كه موردبررسی قرارگرفته است تشكیل یك شبه پارادایم را می دهد شاید با همدیگر متناقض شوند ولی خودشان در مجموعه یكپارچه هستند. 

دانشمندانی مانند تیلور- وبر- فایول فالت برنارد ماركس و غیره نظریه هائی را ارائه دادند كه هدف شان درجهت شكل دهی مدیریت و پایه و اساس مدیریت بوده است. درواقع آنها با نظریه شان در واقع چند علوم را در یك قالب  قراردادند و به هم ربط دادند مانند علوم مهندسی- اقتصاد- جامعه شناسی و سیاست همه را در یك قالب جمع كردند و یك نظریه كلی ارائه دادند.

مدرن : در این دوره نظریه ها شروع به شكل دهی كرد و همه در یك جهت افتاد.

تفسیری نمادین : نظریه هائی ارائه شد كه درواقع شروع تغییر و جهت گیری در آن بود. مثل زبان شناسی، مطالعات فرهنگی، هرموتیك  افرادی مثل وایت و سلورنیك كه به یك رویكرد بین الاذهانی می رسد و از دید جهانی به آن نگاه می كنند. در این بحث مسائل را از زاویه دید آنها نگاه باید كرد نه از زاویده دید خودمان در واقع این اشتیاق اول از زوایه دید آنها دیده می شود.

پست مدرن : افرادی مثل سوسور و فوكو كه نظریه هائی كه ارائه دادند همه چیز نسبی است ، سازمان یك پدیده مخرب است و فقط می خواهد زور بگوید. به تعداد انسانهای روی زمین واقعیت وجود دارد.

 

مدرنیسم                                                   تفسیری نمادین

________________________________________

 

عینی گرا                                                       ذهنی گرا

-         مستقل از افراد

-         ملموس وعینی (حواس پنجگانه درك می شوند)

-   (آنچه ذهن بهش معنا میدهد) واقعیت می شود

-   واقعیت ساخته و پرداخته ذهن افراد است، خودمان به واقعیت معنا میدهیم شامل هرچیزی كه در ذهن میباشد شامل آن می شود. مثل فرهنگ هست چون ذهن ما به آن معنا داده است و واقعیت شده

 

شناخت شناسی

 

1)      نحوه تولید علم

2)      علم از كجا می آید

3)      علم معتبر و نامعتبر چگونه از هم متمایز می كنیم

 

خلاصه فصل اول و دوم تئوری سازمان ماری جو هج

 

نظریه:

1) سیستمی از ایدههاکه چیزی را تبیین میکند، بطورخاص سیستمی که متکی براصول اصلی است.

2) دیدگاهی نظری

3) فضای دانش تجریدی یا تفکر نظری

4) شرح اصول یک علم

عینی گرایی: محقق می تواند صرفاً پدیده های را از طریق مشاهده مستقل بشناسد.

ذهنی گرایی: دانش نسبت به عالم نسبی است وفقط ازدیدگاه افرادی که بطورمستقیم درگیر شناخت عالم هستند، خلق و درک می شود.

مدرنیست ها: پدیده ای که مشاهده می شود مستقل از مشاهده گر است و برای ارزیابی صحت تئوری ها می توان آنها را در برابر واقعیتها مورد آزمون قرار داد.

نمادین-تفسیری ها: انواع دانش تحت تاثیر تجربه قرار می گیرد؛ واقعیت تحت نفوذ فرهنگ و اجتماعی که فرد در آن قرار دارد در ذهن فرد تعریف می شود.

پست مدرن ها: ذهنی گرایی فردپدیده ایست که درون بسترفرهنگی و اجتماعی فرد ساخته میشود.


تعارض و همکاری دو پیش فرض متفاوت هستند که نظریه های سازمان بر اساس آنها شکل گرفته اند. کتاب تصاویر ذهنی سازمان
بکار بردن استعاره به عنوان ابزاری برای درک و تحلیل سازمان ها، بررسی نقاط اشتراک سازمان ها با (ماشینها، موجودات بیولوژیک، مغز، فرهنگ، نظام سیاسی، زندان های روح)

دیدگاه نمادین-تفسیری :

تغییر سازمانی پژوهشگران مدرنیست سازمان، فرهنگ سازمانی را به عنوان تثبیت کننده نیروها در درون سازمان تصور و از مفهوم فرهنگ به عنوان عامل مقاومت در برابر تغییر یاد می کنند. در عوض حامیان دیدگاه نمادین- تفسیری، فرهنگ را به طریقی پویاتر مد نظر قرار می دهند و تغییر سازمانی را از دیدگاه فرهنگ بررسی می‌كنند. نظریه پردازان نمادین-تفسیری برای تبیین چگونگی تغییر فرهنگهای سازمانی، الگو های نظری چندی ارائه کرده اند:

دیدگاه پست مدرن تغییر سازمانی :

برای بررسی دیدگاه پست مدرن در مورد پدیده تغییر، بحث را باید با محور انتقاد پست مدرنیست ها یعنی دیدگاه مدرنیستی تغییر آغاز كرد. در دیدگاه مدرنیست ها، تغییر از محیط آغاز می شود. محیط از طریق تغییر شرایط بقا، قدرت بیش از حدی بر سازمان اعمال می كند. بر اساس یکی از نظریه‌های مدرنیستم در مورد رابطه محیط و سازمان یعنی تئوری بوم شناسی جمعیت سازمانی (اکولوژی سازمان)، در میان بومها یا جمعیتهای سازمانی که به منابع محیطی مشخصی وابسته هستند، سازمانهایی بقا می یابند که بطور موثری خود را با محیط انطباق دهند و تغییرات محیطی را به درون ساختارهای خود منعکس كنند. پست مدرنیست ها این دیدگاه را مورد انتقاد قرار می دهند و کانون و منشاء تغییر را در درون خود سازمان جستجو می کنند. پست مدرنیسم نگاهی بنیادی است که دارای برنامه ای برای آغازتغییرانقلابی درسطح فردی و از طریق تغییر کامل پیش فرض های مسلم فرد در مورد خود، دیگران و سازمان اجتماعی است. پست مدرنیست ها دو نوع ابزار اساسی را برای بررسی پدیده تغییر سازمانی، به کار می برند:

 

دیدگاه مدرنیسم :  

تغییر سازمانی با تغییر در محیط آغاز می شود. محیط از طریق تغییر شرایط برای بقا، قدرت بیش از حدی بر سازمان اعمال می کند و فقط سازمانهایی که خود را با محیط انطباق می دهند، بقا خواهند یافت. در نگاه نمادین تفسیری، تغییرات سازمانی ماهیتی هنجاری دارند و ریشه در تغییرات فرهنگ سازمانی (هنجارها و ارزشهای فرهنگی) دارند. نگاه پست مدرن، تغییر را نظریه‌مدار نمی کند، بلکه تلاش می کند تا آن را تحریک كند. این نگاه، تغییر سازمانی را از طریق تحول شخصی حمایت می كند و آغاز تغییر انقلابی را در سطح فردی و از طریق تغییر کامل پیش‌فرضهای مسلم فرد در مورد خود، دیگران و سازمان اجتماعی فرض می کند.

پیچیدگی و گوناگونی سازمان ها نشان می دهد که نگاه های مورد استفاده شما، برداشتهایتان را از واقعیت سازمانی تحت تاثیر قرار خواهد داد. توجه به جنبه های خاص سازمان به معنی نادیده گرفتن جنبه های دیگر است. البته پذیرفتن نگاه های متعدد نسبت به نگاه تک بعدی جنبه های بیشتری از سازمان را روشن می سازد. نگاه های متعدد نیز چون بر اساس پیش فرض های متعدد و متنوع تدوین می شوند مفاهیم و نگاه های رقیب یا متعارض پدید می آورند که نتیجه آن ممکن است تئوری سازمان نا مطمئن، مبهم و متناقض باشد.

در این کتاب سه دیدگاه مدرن، نمادین- تفسیری و پست مدرن مورد بررسی قرار می گیرد. برای مقایسه این سه دیدگاه باید دو عنصر فلسفی را بررسی کرد.

1- هستی شناسی (ontology) : توجه به مفرضات ما در مورد واقعیت

2- معرفت شناسی (epistemology): چگونه می توانیم به شناخت برسیم، چگونه انسان دانش خلق می کند، چگونه واقعیت را نمایش می دهید یا توصیف می کنید؟

معرفت شناسی عینیت گرا بر این باور است که محقق یا هر فرد دیگری می تواند صرفا پدیده ها را از طریق مشاهده مستقل بشناسد.

از دیدگاه ذهنی گرایان، همه انواع دانش از جهان، اگر جهان به معنای عینی وجود دارد از طریق عالم پالایش می شوند و بدان طریق به نحوه ای قدرتمند بوسیله فرایندهای شناختی یا نیروهای اجتماعی و فرهنگی تغییر داده می شود.

      

                      مدرن

       نمادین - تفسیری

          پست مدرن

هستی شناسی

عینیت گرایی، خارج از ذهن

ذهنیت گرایی، درونی

پست مدرنیسم، جهان ازطریق زبان ظهور می کند

معرفت شناسی

کشف حقیقت از طریق مفهوم سازی، واقعیت عینی و فیزیکی مورد بحث است .

پدیده مورد مطالعه مستقل از مشاهده گر است

تفسیر گرایی، دانش به صورت اجتماعی ساخته شده، دانش نسبی است نه مطلق، تفاسیر چندگانه ای از واقعیت وجود دارد، واقعیت به معنا و توافق ما نیاز دارد

هیچ دانشی نمی تواند دانش واقعی را توصیف کند چرا که معانی ساده وجود ندارد

 

شناخت شناسی: 1. عینیت گرا: مدرنیسم                      شناخت شناسی مقدم بر هستی شناسی است.

                       2. ذهنیت گرا : نمادین- تفسیری

                       3. موضع سوم: پست مدرن                 ضرورت هستی شناسی و تبعیت شناخت شناسی از آن

 

سیر تطور تاریخی و دیدگاهها در سازمان

سیر تحول تاریخی: در این قسمت شرح تاریخی برگرفته از تام برنز(Tom Burns) در کتاب جامعه شناسی صنعت را بررسی می کنیم. اینگونه خاص ازسیرتاریخ سازمانی، پیوند تنگاتنگ بین پیشرفتهای مدرنیست درتئوری سازمان وپیشرفت ها در صنعت را انعکاس می دهد.

 

جلسه 11/9/90

بحث سیستمی دیدگاه هنری فایول:

برای همه پدیده ها این نظریه قابل استفاده است. در دیدگاه سیستمی به طور خلاصه سیستم ها با هم وابسته اند و با هم در تقابل هستند. ریشه علم را در نظریه سیستم پیدا كرده است و یك وحدت و جمع بندی كه تولید دانش می كند وقتی كه ریشه علوم شده و ریشه فلسفی علوم را پیدایش كرده است در واقع زمینه رشد را برای تمام شاخه های علم و خرد و دانش در آن بوجود می آید و زیرساخت ها را در آن شاخه های علم وارد می كند و تمام آنها را تغذیه می نماید.

 

تعریف سیستم :

مجموعه ای از اجزاء به هم پیوسته است كه با یكدیگر در تعاملند و تشكیل یك كل را می دهند كه قادر به انجام كاری است كه مجموعه اجزاء قادر به انجام آن نیست. و هدف خاصی را دنبال می كند مثل : سیستم یك ساعت

نظریه عمومی سیستم ها را در یك جمله میتوان خلاصه كرد؟

سیستم :

دارای یك ورودی و یك خروجی است و در این میان یك فرآیندی صورت می گیرد. در واقع این نظریه آمده به پراكندگی و تشددی كه در همه امور وجود دارد خاتمه داده و تمام علوم به این پایه مشترك قانع هستند.

تمام علوم مانند علوم طبیعی و علوم انسانی و علوم ریاضی و غیره همه در یك قالب نظری و انتزاعی به یك وحدت می رسند و در یك نقطه مشترك ودریك مجموعه جمع می شوند. برای مثال پازلی كه وجود دارد از علوم مختلف در كنار هم قرار می گیرند مانند شاخه های یك درخت تنومند و در تنه درخت مشترك می شوند و دارای ریشه میباشند.

مثال: یك كامپیوتر رادرنظربگیرید كه یك سری دیتاها (داده ها ) وارد آن می شود و پردازش می گردد و در انتها دارای یك خروجی است كه یك دنیا مطلب و اطلاعات جدید ارائه می دهد كه از آن سادگی و خامی در آمده است.

ورودی اولیه یا جنرال (ورود موادخام ) برای اینكه دانش رشد كند و تولید شود  ¬ پردازش    ¬ خروجی

بیان دیدگاه سیستمی : به هر كدام از اینها باید یك ورودی بدهیم و داده ها را باید تامین كنیم و مدیریت دانش براساس رویكرد سیستمی بسته شده است.

پست مدرن : می گوید دانش اصلاٌ وجود ندارد و می خواهد به شما پیش فرض بدهد و تفسیرهای شخصی شما را محدود می كند كه در واقع انسان را محدود می كند و به پارادایم معتقد نیست.

فلاسفه ای مثل بوعلی سینا بنیانگذار علم طب و علوم طبیعی و علوم انسانی بوده كه همان تنه درخت می باشند و هنوز علوم تفكیك نشده بود و این دو گانگی كه در بعضی جاها علوم طبیعی را قبول داشتند و در بعضی جاها علوم انسانی همه در یك نقطه مشترك شدند و در یك مجموعه قرار گرفتند.

مثال دیگر : خداوند انسان را از  ِگل آفرید و از خمیره ای از  ِگل درست كرد و در روح او از خود دمید كه این یك رویكرد ذهنی نظری و انتزاعی است كه ما قبول داریم ولی این خمیر انسانهائی به رنگ های سیاه پوست ، سفید پوست و سرخ پوست بوجود آورد و در مرحله بعد زردپوستان نیز اضافه شدند.

 

رویكرد سیستمی :

-         اولین كاری كه این دیدگاه می كند این است كه هركاری كه انجام می شود یك دلیلی دارد.

-         فاصله زمانی كه بین دو فرآیند وجود دارد مهم است.

-         یك سری ورودی داریم كه پردازش شده است و هر خروجی می تواند یك ورودی برای یك فرآیند دیگر باشد.

-         باید ورودی ها را عوض كنیم كه در یك بازده زمانی خروجی ها كم می شود

-         درفرآیند با توجه به تكنولوژی و نیروی انسانی و غیره به ما كمك می كند.

-         براساس ورودی ها علت یابی می كنیم و از روی داده ها و خروجی ها آن می تواند پی برد كه این داده های ما درست است یا نه و به چه نتیجه ای رسیده ایم.

-         برای درست كردن هر چیزی یك ورودی داریم كه با توجه به فرآیند آن یك خروجی می گیریم و اگر هر یك از آن داده ها نباشد در فرآیند ما تاثیر می گذارد و خروجی ما تغییر می كند.

-         مدیریت بالای سیستم كنترل و نظارت روی ورودی ها و فرآیند و خروجی ها دارد

 

در تحلیل هر پدیده دو رویكرد وجورد دارد:

1-     رویكرد تحلیلی (تفكیك) : شناخت جزئی و تخصصی است.

2-     رویكرد تركیبی (ادغام) شناخت كلی و عمومی است.

 

رویكرد تحلیلی :

دارای قیاس و استدلال است. مثلاٌ فردی كه در یك سیستم مخرب است و سیستم را دچار مشكل می كند.

مشكل اگردر كل باشد ¬ فرد در واحدش باشد ¬ از آن سیستم كنار گذاشته می شود

مثال : شخصی برای درد كلیه اش به پزشك مراجعه می كند دكتر بعد از معاینه برای او آزمایش می نویسد و بعداز آزمایشات لازم یك سری دارو تجویز می كند بعد از مصرف داروها شخص متوجه میشود كه معده او دچار ناراحتی و مشكل شده است به پزشك دوباره مراجعه می كند و پزشك درجواب می گوید من فقط متخصص كلیه هستم و توانستم كلیه شما را درمان كنم برای درمان معده درد باید به متخصص اش مراجعه كنید. در همیوپاتی یك سری داروهائی را با هم تركیب می كنند براساس یك سری معیار پزشكی و آنرا به شخص مریض تجویز می كنند و مرحله به مرحله آنرا تغییر می دهند تا شخص به حالت تعادل برسد.

 

رودیكردتركیبی:

شما را به اجزاء كوچكی تفكیك می كند به علت اینكه آنقدر تخصصی شده است كه به كل كاری ندارد و فقط به جزء كار دارد و به آن توجه می كند. دیدگاه هر چقدر بزرگتر می شود تاكید بر آن كمتر می شود. هر چه كل بزرگتر شود تاكید بر جزء بیشتر می شود

 

نظام های متعادل اقتصادی:

در نمودار رشد اقتصادی دارای یك روند رونق افول ركود و بهبود است.

سیستم ها به دو دسته باز و بسته تقسیم می شوند.

سیستم بسته : كلا" ما  سیستم بسته نداریم. سیستمی است كه در آن یك لحظه است. مثل برداشتن سرباطری به اندازه یك پلك زدن

سیستم باز : مثل چرخه كربن از محیط انرژی می گیرد و به محیط انرژی می دهد.

 

دیدگاه اقتضائی:

هیچ راه بهتری وجود ندارد همیشه راهی بهتر وجود ندارد.

 

.: Weblog Themes By VatanSkin :.