تبلیغات
مـــــدیـــــــــریت دولتـــــــــــــی - نظریه سازمان- استاد حاج علیان

نظریه سازمان

كتاب خانم ماری جو هج  و ترجمه دكتر حسن دانائی فرد

چکیده :

در کتاب حاضر از سه نگاه «مدرنیست»، «نمادین ـ تفسیری» و «پست مدرن»، به سازمان و پدیده‌های سازمانی پرداخته می‌شود. «نگاه مدرنیست»، سازمان را به عنوان یک وجود عینی مستقل می‌داند و رویکرد اثبات‌گرا برای تولید دانش در پیش می‌گیرد. «نگاه نمادین ـ تفسیری»، سازمان را به عنوان محفلی می‌داند که به وسیلة روابط انسانی، پایدار می‌ماند و چگونگی خلق معانی فهم‌پذیر کردن واقعیات را برای کسانی که در حفظ آنها مشارکت دارند، موشکافی می‌کند. «پست مدرنیسم»، نوعی «شکاکیت سالم»، به هر گونه «نظریة غالب»، ایجاد می‌کند و به شما و دیگران مجوز می‌دهد تا هر چیزی را به صورت کاملاً متفاوت بیازمایید. نگارنده معتقد است که بهترین نظریه‌ها، نظریه‌هایی هستند که شما آنها را با تجربة خود، نسبت به سازمان، همسو یافته‌اید یا ابداع کرده‌اید.

 

جلسه اول :

تعریف مدیریت از نظر خانم ماری جو هج :  مدیریت یعنی  هنر كاركردن با دیگران است.

تعاریف دیگر:

1.       مدیریت : یعنی مجموعه كارهائی است كه برای یك سازمان انجام می شود.

2.       مدیریت : یعنی رهبری و كنترل نیروی انسانی در جهت كنترل بهتر با استفاده از ابزارهای مدیریتی و هماهنگی و هدایت و كنترل برای نیل به یك هدف مستقل رسیدن است.

3.       مدیریت : یعنی سازماندهی منابع مادی و معنوی سازمان در جهت كنش های یك سازمان برای رسیدن به یك هدف مشخص و بهره وری  بیشتر

 

مدیریت ماتسوشی:

اعتماد- ارتباطات درونی و انسجام روحی بالای انسان (كاركنان) در واقع كیفیت محوری كرده است. و ریشه و تعریف مدیریت در فرهنگ جامعه است.                                                          مدیریت ® فرهنگ

 

 


                                        رئیس                                        ایابون                                        رابطه پدر

                                                                                       تلاش    

                                        مرئوس                                      كوبون                                          فرزند

 

 

در بحث اعتماد: یعنی ایمان متقابل و ارتباط متقابل است   A   Û     B

در بحث اعتماد به وفاداری بیشتر اهمیت می دهیم و مشمول زمان می شود و در زمان های مختلف فرق می كند. مثلا" در زمان جنگ یك سری از چیزها خیلی مدنظر بود و به آن اهمیت می دادند مثلا" چه كسی بیشتر خدمت به كشور می كند؟ در آن زمان جنگ نظارت درونی خیلی بیشتر بود مثل نهضت سوادآموزی كه هر كسی به اندازه نیازش بر می داشت. درواقع محیط را سالم و عاری از هرگونه فرصت طلبی كرده بودیم و در اجتماع نظام ایثار و وفاداری حاكم بود و مواظب بودیم كه كسی سوء استفاده از فرصت ها نداشته باشد.

 

اعتماد چند نوع است:

الف اعتماد احساسی : كه سریع رشد میكندوزمانی رضایت رشدكند سریع هم می شكند. در این اعتماد مرز خیانت وجود دارد.

ب اعتماد ناشی از ترس : در زمانهای مختلف  كم و زیاد می شود.

ج- اعتماد مبتنی بر دانش : این اعتماد محكم است و شكست پیدا نمی كند و درواقع می توان گفت كه یك اعتماد تخصصی شده است مبتنی بر علم و دانش و آگاهی است و در گذر زمان رفتارهای واقعی را پیدا می كند.

 

یكی از وظایف مدیران :

1-     تركیب منابع مادی سازمان كه محدود است با نیازهای سازمان همسو شوند و استفاده از نیروها و منابع انسانی در سازمان میتوانند به اهداف سازمان دسترسی پیدا كنند.

2-     رویكرد جهان شمول را بپذیرد و زمانی كه مدیر میخواهد اجرا كند باید تجزیه و تحلیل نماید با رویكرد بومی منطقه و خودش  تا بتواند به یك نتیجه مطلوب برسد.

3-     استفاده مؤثر و بجا و استفاده بهینه از تمام ظرفیت های موجود داشته باشد.

4-     تصمیم گیریهای كه میگیردباید كارآمد باشد به میزانی استفاده شود كه به هدف برسد و درواقع كارآمدی تخصص مدیریت است.

 

تفاوت مدیر با رهبر:

رهبری : دارای قدرت رسمی، قدرت تنبیه وقدرت پاداش و علاوه بر آن قدرت مرجعیت و قدرت تخصصی دارد. و دارای هم افزائی است.

مدیر: یك مدیر فقط دارای قدرت رسمی ؛ قدرت تنبیه و قدرت پاداش (مدیربراساس قانون عمل می كند و هم افزائی ندارد)

هم افزائی:یعنی كل قادربه انجام كاری میشودكه به تنهائی مجموعه قادربه انجام آن كارنیست یك مزیتی را میدهدكه درحالت عادی ندارد.

در كتاب رضائیان مطرح شده است: كارآئی و اثربخشی و بهره وری در بستر نظام ارزشی و فرهنگی مدیریت است یعنی یك فرآیند بستر نیست بلكه در محیط قرار داد.

اثربخشی : یعنی انجام كار درست

كارآئی : انجام درست كار

بهره وری : انجام درست كار درست

مدیر باید در مورد هدف باید اهداف درست را برای سازمان اتخاذ نماید درواقع هدف موتور محركه سازمان است و صرف هزینه های سازمان می شود.

مثلاٌ: آمریكا رتبه اول بهداشت را دارد به ازای آن سرانه هزینه ی زیادی را پرداخت می كند تا رتبه اول را كسب كند و در قبال آن سوئیس رتبه 12 را دارد در واقع می توان گفت:

نام كشور                  بهداشت              هزینه        

سوئیس                     رتبه 1              رتبه 12   =  كارآئی بیشتر است

آمریكا                       رتبه9                رتبه 1

 

سوئیس : مدیریت بهینه ، حداكثر بهره وری ، فرهنگ سازی كرده است كه توانسته است رتبه یك در بهداشت را كسب نماید. چگونه به این نتیجه رسیده است؟ سوئیس آمده در كشورش پزشك خانواده را تشكیل داده است و به ازای هر فرد سالم و سلامت پزشك مربوطه پول دریافت می كند بنابراین هزینه های درمان كاهش پیدا میكند.

 

مثلاٌ شركت كادیلاك در چند سال گذشته ماشین های خوب تولید كرده وبه بازار ارائه میداد و فروش بالائی داشت ولی یكدفعه میزان فروش این شركت پائین می آید و بررسی كردند دیدند كاهش میزان فروش بر اثر : كاهش میزان بنزین و افزایش قیمت آن و جای پارك مناسب پیدا نمی شد و تعداد نفرات خانواده ها كاهش پیدا كرده بود و احتیاج به ماشین جادار نداشتند و در مقابل آن شركت ژاپنی با بررسی در بازار ماشین هائی با حجم كوچكتر و مصرف بنزین كمتر مناسب خانواده های كم جمعیت تولید كرد و رقیب شركت كادیلاك شد و بازار را در دست خودش گرفت.

دو نكته مهم در مدیریت :

-         اول باید اثر بخش باشیم و بعد كارآئی باید باشد تا كارها انجام شود و به هدف اصلی برسیم.

-         در كارآئی باید ارزش ها را حفظ كرد و مورد توجه قرار داد ارزش در واقع آبرو سازمان است و باید روی آن وقت بگذاریم.

 

نقش مدیران از دید هرزبرگ:

مدیران دارای سه نقش هستند :  1- ارتباط     2- اطلاعات     3- تصمیم گیری

ارتباط بسیار مهم است  و اطلاعات یك مدیر باید از لحاظ فنی، انسانی و ادراكی مهارتهای لازم را دارا باشد بخصوص ادراك بسیار مهم است. مدیر درواقع هیچ نمود بیرونی ندارد كه آنرا در نمودار مهارت بیاوریم.

كارآفرینی: یعنی قدرت ریسك پذیری در انجام كارها یك مدیر دارا باشد.

قدرت ریسك پذیری : یعنی زمانی كه حداكثر توانائی مدیریت در شرایطی بصورت 50 = 50  است یعنی بستیگی به شانس و محیط است . در این موقع باید مدیر فرصت های شغلی را در نظر بگیرد و بین حماقت و ریسك تفاوت وجود دارد و ریسك پذیری را قبول كند و كنترل فرد در این موقع روی كار باید زیاد باشد تا بتواند ریسك را بپذیرد.

دو نوع ریسك داریم :  1- ریسك مطلوب      2- ریسك نامطلوب

 

نظریه :

مجموعه ای از مفاهیم و روابط بین آنها كه برای تبیین و تشریح یك پدیده مورد استفاده قرار می گیرد. در این كتاب در مورد محیط و فرهنگ و تحصیل كه بر فرآیند مدیریت بحث می شود.

تئوری:

در بحث مدیریت پارادایم : الگوی تفكر غالب در یك حوزه دانش در یك دوره زمانی كه پاسخگوی تمام مسائل مطرح شده در آن حوزه میباشد.

مثلاٌ : در علم پزشكی درمان از طریق داروی شیمیائی انجام می شود كه به این دلیل كه جوابگوی حال حاضر برای حل مسئله است.

درمدیریت پارادایم نداریم اما شبه پارادایم داریم. با معنای علوم كمی نداریم  اما الگوی تفكر غالب داریم و در مسائل زمان خودشان قابل حل هستند.  مثل مكتب كلاسیك و نئو كلاسیك

تئوری : تبین یك واقعیت یا پدیده است . مثال: واژه خرید و فروش تئوری را به قبرستان تبدیل نمیكند بلكه پایه و اساس تئوری جدید می شود.

تئوریزه كردن : تبین كردن یك واقعیت یا پدیده : به دو دسته تقسیم می شود.

1-     از لحاظ عام : درحد شعور متعارف جامعه هستند چیزی به دانش اضافه نمی شود.

2-     از لحاظ دانش و علمی : كمك می كنند به گسترش دانش نظام مند

 

تئوری  ¬   كانون تمركز تئوری   ¬   از یك مفهوم   ¬       پدیده مورد بررسی

¯

از مفاهیم دیگر و روابط بین آنها برای تبیین پدیده مورد نظر استفاده می كنیم.

            ¯

برای تعریف انرژی

¯

E = mc²

¯

از مفاهیم و روابط بین آنها كه برای تبیین و تشریح یك پدیده مورد استفاده قرار می گیرد

.: Weblog Themes By VatanSkin :.