تبلیغات
مـــــدیـــــــــریت دولتـــــــــــــی - رفتارسازمانی پیشرفته(فصل3)

فصل 3: مبانی رفتار فرد

 

دراین كتاب ، رفتار سازمانی مورد مطالعه  قرار میگیرد كه این موضوع جهت كمك به مدیران برای پرورش و توسعه مهارت های لازم در زمینه ارتباط با كاركنان است.

رفتار سازمانی را مطالعه سیستماتیك  عملیات ، اقدامات و نگرشهای افراد سازمان تعریف می كنیم. یعنی مدارك و شواهد علمی را جایگزین قضاوت های شهودی مدیران در رابطه با پدیده های رفتار انسانی می نمائیم. بنابراین نیاز به تجزیه و تحلیل رفتار سازمانی بصورت مرحله به مرحله داریم كه در مرحله اول سطح فردی و سپس گروه و سرانجام سازمان را مورد بررسی قرار می دهیم. تا درك بیشتر و بهتری از سازمان داشته باشیم .

موضوع این فصل مبانی رفتار فرد می باشد. همانطور كه در فصل اول گفته شد از     رشته های علمی موثر در رفتار سازمانی فقط روانشناسی در سطح فردی و بقیه در سطح گروه  بود. بنابراین برای درك رفتار فرد ابتدا نقشهای روانشناسی را بررسی می كنیم كه این نقشها در چهار دسته نگرش ، شخصیت ، ادراك و یادگیری می باشد.

1-نگرش:   Attiude

ارزیابی درباره شی ، فرد یا رویدادی، (چه مطلوب یا نامطلوب ) نگرش را تشكیل می دهد مثلا جمله " من كارم را دوست دارم " نگرش فرد درباره كارش می باشد.

یك شخص در مورد هزاران شی می تواند نگرش داشته باشد كه در رفتار سازمانی فقط نگرشهای رضایت شغلی ، كار را معرف خود دانستن(میزانی كه شخص كار خود را می شناسد و در آن مشاركت می نماید) و تعهد سازمانی(شاخص وفاداری فرد به سازمان می باشد ) مورد بررسی قرار می گیرد كه در این فصل نگرش رضایت شغلی را بررسی می كنیم.

1-1-رضایت شغلی:Job Satisfaction

منظور از رضایت شغلی ، نگرش كاركنان در مورد كار می باشد كه نگرش مثبت بمعنای رضایت شغلی بالا و نگرش منفی بمعنای رضایت شغلی پائین می باشد و بطور كلی منظور از نگرش كاركنان همان رضایت شغلی می باشد.

1-1-1-عوامل تعیین كننده رضایت شغلی:

جهت بررسی رضایت شغلی، بهتر است عواملی كه منجر به رضایت شغلی بالا می گردد را بشناسم : 1-گیرایی كار   2-پاداش بر اساس عدل و مساوات 3-در شرایط كاری حمایت از فرد     4-همكاران

1-1-1-1-گیرایی كار:

شغلهایی كه فرصت ارتقا به كارمندان بدهد و كارمندان در نحوه انجام وظایف خود آزادی عمل داشته باشند و در برابر كارهای درست ، پاداش مناسبی دریافت كنند شغل برایشان گیرا بوده و احساس لذت به آنها خواهد داد.

1-1-1-2-پاداش براساس عدل و مساوات:

اگر سیستم پرداخت حقوق و سیستم ارتقاء بر اساس مهارت باشد كاركنان احساس رضایت خواهند نمود.

1-1-1-3-حمایت فرد:

اگر محیط كار سالم ، بی خطر،آرام و تمیز و بدون هیچ خدشه ای باشد كاركنان احساس رضایت خواهند داشت.

1-1-1-4-همكاران:

داشتن همكاران صمیمی نیازهای اجتماعی كاركنان را تامین می كند و منجر به افزایش رضایت شغلی می گردد.

1-2-رضایت شغلی و تولید(بهره وری):

در گذشته بر این باور بودند كه كارمندان راضی از شغل ، تولید بالاتری خواهند داشت كه امروزه چنین بیان می شود كه رضایت شغلی می تواند بر میزان تولید و بهره وری اثر مثبت داشته باشد. اما این اثر چندان زیاد نیست؟

ثابت شده است كه بهره وری موجب رضایت شغلی می گردد اما عكس قضیه نمی تواند چندان درست باشد.

1-3-تئوری ناهمسانی شناختی: Cognitirel dissonance

تئوری ناهمسانی شناختی ، هنگامی مطرح می شود كه بین نگرش و رفتار یك فرد نوعی بی ثباتی مشاهده گردد و مقصود از تئوری ناهمسانی شناختی این هست كه افراد می كوشند این ناهمسانی را به حداقل برسانند كه بطور كامل امكان پذیر نمی باشد.

سازگاری بین رفتارونگرش بستگی به اهمیت عوامل ناهمسانی داردكه این عوامل میتواند– دستورمفام بالاتر-میزان پاداش -... باشد

1-4- رابطه نگرش و رفتار:

در گذشته چنین می پنداشتند كه نگرش و رفتار رابطه علی با هم دارند یعنی نگرش فرد تعیین كننده كارهایی است كه انجام می دهد. اما در سالهای اخیر این رابطه كه به اسم A-B نامیده می شود چنین بیان می كند كه بین این دو رابطه ای وجود نداشته یا در صورت وجود بسیار كم اهمیت  هست . چون فشارهای اجتماعی افراد را واردا می كند بگونه ای مغایر با نگرش خود رفتار كند.

 

2-شخصیت:Personality

شخصیت مجموعه ای از ویژگیهای روانی دو سویه است كه بدان طریق افراد را طبقه بندی می كنیم.

خوددار

متجاوز

كم هوش

باهوش

احساساتی

پایدار

سلطه پذیر

سلطه گر

كه با این ویژگیها می توان رفتار فرد را در موقعیتهای خاص پیش بینی كرد اما این ویژگیها برای درك رفتار فرد  در سازمان چندان روشن نیست. بدین منظور شاخصهایی برای شناخت تهیه شده است.

 

2-1-شاخص مایرز-بریگز:

از هر فرد 100 سوال شخصیتی پرسیده می شود كه فرد درباره نوع احساسی كه در یك وضع خاص قرار می گیرد به سوالات پاسخ داده و با بررسی پاسخها ، ویژگیهای فرد مشخص می گردد(در صفحه 52 كل 16 ویژگی آورده شده است)

با تركیب این ویژگیها ،‌ پنج ویژگی شخصیتی اصلی را بقرار ذیل معرفی می كنند.

2-1-1-برونگرا: افرادی هستند كه پیوسته ابراز نظر می كنند.

2-1-2-سازشكار:این افراد دارای روح همكاری،قابل اعتماد و از نظر فطرت خوب هستند.

2-1-3-با وجدان:این افراد مسئولیت پذیر ، وابسته و هدفگرا می باشند.

2-1-4-از نظر احساسات با ثبات: این افراد آرام و علاقه مند ، در برابر تنش احساس امنیت می كنند.

2-1-5-با آغوش باز تجربه می آموزند: این افراد خیال پرداز بوده و از نظر احساسات هنرگرا و اهل تعقل و تفكر می باشند.

·   كسانی كه برونگرا ، احساساتی ، اهل تفكر و اندیشیدن باشند در گروهی قرار      می گیرند كه ما آنها را اصول گرا می نامیم.

2-2-سایر ویژگیهای شخصیتی:

پنج ویژگی شخصیتی فرعی را نیز برشمرده اند كه می توان بدان وسیله رفتار فرد را در سازمان پیش بینی و توجیه كرد كه عبارتند از:

كانون كنترل - خودكامگی – ماكیاولی گری- سازش با عوامل محیطی – خطر پذیری

2-2-1-كانون كنترل(Locus of Control)

یك حالت درونی است وكسانی كه دارای این ویژگی باشند بر این باورند كه می توانند سرنوشت خویش را رقم بزنند و كسانی كه زندگی خود را دستاویز عوامل خارجی        می دانند برونگرا هستند و افراد برونگرا كمتر به كار و شغل علاقه نشان داشته و شغلشان  آنها را  ارضا نمی كند.

2-2-2-خودكامگی: (Authoritarianism)

افراد خودكامه بر این باورند كه بایددرسازمان اختلاف طبقاتی وقدرت وجودداشته باشد كه خصوصیات این افرادبقرار ذیل می باشد.

2-2-2-1-بسیار دقیق هستند  

2-2-2-2-در مورد دیگران قضاوت می كنند

2-2-2-3-نسبت به مقامات بالاتر احساس كوچكی می كنند

2-2-2-4-زیر دستان را استثمار می كنند 

22-2-5-به چیزی اعتماد ندارند       

2-2-2-6-در برابر پدیده تغییر بشدت مقاومت می كنند.

این افراد در كارهایی كه لازم است قواعد و قوانین بطور كامل رعایت گردد موفق بوده و خوب از عهده آن بر می آیند.

 

2-2-3-ماكیا ولی گری: Machiavellianism

این افراد تمایل شدیدی دارند كه از طریق هدف وسیله را توجیه كنند. برای پرسش ، آیا كاركنان دارای شخصیت ماكیا ولی گری ، كاركنان خوبی بحساب می آیند؟ چنین بایستی پاسخ داد كه بنوع كار بستگی دارد. و در شغلهایی كه به مذاكره و چانه زنی در سطح بالا نیاز باشد افراد ماكیا ولی گری بهتر خواهند بود.

2-2-4-سازش با عوامل محیطی:

افرادی كه بهتر بتوانند خود را با محیط وفق دهند ثبات رفتاری نداشته و می توانند در شرایط گوناگون رفتارهای مختلفی داشته باشند و حقیقت خویش را همیشه پنهان نگه دارند و این گروه به علائم و اشاره های خارجی توجهی دقیق می نمایند.

در مقابل افرادی هستند كه براحتی خود را با شرایط محیط وفق نمی دهند و از نظر رفتاری دارای ثبات رویه هستند.

افراد سازشكار بهنگام سیاستگذاری سازمان می توانند نقشی مهم بر عهده بگیرند زیرا    می توانند در رویارویی با مخاطبان مختلف به شكلهای مختلف درآیند.

2-2-5-خطر پذیری:Risk propensity

افراد خطر پذیر بسرعت تصمیم می گیرند و از اطلاعات كمتری برای تصمیم گیری استفاده می كنند مشاغلی همچون كارگزاران بورس ،مناسب این افراد هست.

2-3-تحقیقات جدید

با تحقیقات به این نتیجه رسیدند كه افراد با شخصیتهای گوناگون را می توان در شغلهای متناسب با شخصیتشان بكار گمارد بدین جهت الگویی مبتنی بر 6 نوع شخصیت ارائه شده است. تئوری مزبور چنین بیان می كند كه اگر شخصیت فرد با شغل وی سازگار باشد رضایت شغلی بسیار زیاد و احتمال ترك سازمان بسیار كم خواهد شد.

كه خصوصیات این افراد بقرار ذیل می باشد

  

ویژگی

نوع شغل

ویژگی شخصیتی

نمونه شغل

واقع گرا

كارهای فیزیكی را ترجیح می دهند

مقاوم ، باثبات، كم رو

كشاورز، مكانیك

كاوشگر

كارهایی كه همراه با فكر كردن و سازماندهی باشد دوست دارد

مستقل،كنجكاو،تحلیل گر

اقتصاددان، ریاضی دان ،

اجتماعی

كارهایی كه در رابطه كمك به دیگران باشد ترجیح می دهند

صمیمی ، گرم ، دارای روحیه همكاری

معلم و مشاور

سنت گرا

كارهای قانونمند و دارای نظم را دوست دارد

سازشكار ، عمل گرا ، رك و راست

حسابدار،مدیر شركت،

مسئول صندوق بانك

سوداگر

كارهایی كه بیشترجنبه گفتاری داشته باشد دوست دارد

دارای اعتماد بنفس،جاه طلب

وكیل حقوقی ،مسئول روابط عمومی

هنرگرا

كارهای غیر منظم و مبهم را دوست دارد و می كوشد تا با خلق آثار جدید ابراز وجود نماید

رویایی ، پرعاطفه،احساساتی

نقاش،موسیقی دان،نویسنده،نوازنده

 

3-ادارك:

فرآیندی است كه فرد برای معنا بخشیدن به محیط ، احساس خود را بیان می كند.

هر یك ازما ، از دیدگاههای مختلفی به محیط نگاه میكنیم و واقعیت را آن گونه كه هست نمی بینیم بلكه چیزی را كه می بینیم تفسیر كرده و آنرا بعنوان واقعیت می پذیریم.

3-1-عواملی كه بر ادراك ما تاثیر می گذارند

3-1-1-عواملی كه در نهاد شخص وجود دارد و این عوامل همان ویژگیهای شخصی ما، شامل نگرش ،شخصیت،علاقه،تجربیات گذشته و انتظارات می باشد.

3-1-2-موضوعی مورد مشاهده كه جهت تفسیر قرار می گیرد.

3-1-3-زمان دیدن موضوع

3-1-4-موقعیت محلی موضوع شامل مقدار نور و ...

 3-2-تئوری اسنادی

در درس رفتار سازمانی ما بحث ادراك را روی افراد بایستی مطالعه كنیم كه ادراك ما روی انسان از اشیای بی جان مثل میز تحریر متفاوت خواهد بود چون اشیای بی جان تابع قوانین محیط بوده اما انسان دارای اعتقاد ، باور و انگیزش می باشد بدین جهت ادراك ما استقرایی خواهد بود و بیشتر تحت تاثیر مفروضاتی قرار می گیرد كه ما درباره وضع شخص قائل می شویم.

تئوری اسنادی بیانگر این است كه چون ما رفتار، فردی را مشاهده می كنیم درصدد بر  می آئیم تا علت یا علتهای درونی یا برونی آن را مشخص كنیم كه این كار مستلزم شناخت سه عامل می باشد.

3-2-1-فرق قائل شدن                      3-2-2-همانند سازی               3-2-3-تداوم رویه رفتار

منظورازعلت درونی، عللی هست كه شخص اعتقاد دارد میتواند آنها را كنترل كند و علت برونی به سبب عوامل خارجی بوجود می آید كه مابعنوان فردشاهد، تمایل داریم كه علت رفتار افراد را بحساب عوامل درونی و رفتار خود را بحساب عوامی خارجی بگذاریم.

3-2-1-فرق قائل شدن:

منظور این است كه آیا نوع رفتار غیر عادی است یا خیر؟

اگر غیرعادی باشد بحساب عوامل خارجی می گذاریم ولی اگر مربوط به یك فرد خاصی باشد بحساب عوامل درونی قرار می دهیم.

3-2-2-همانند سازی

همانند سازی یا قالبی اندیشیدن این است كه ما فرد را شبیه یا همانند سایر افرادی كه به گروه وی تعلق دارد قرار دهیم. بعنوان مثال قضاوت در مورد افراد متاهل كه نسبت به افراد مجرد ثبات بیشتری دارند یك نوع قالبی اندیشیدن می باشد.

3-2-3-تداوم رویه رفتار:

هنگامی كه یك احساس كلی درباره فرد(با توجه بیك ویژگی خاص مثل هوشیاری یا ظاهر)بدست می آوریم نوع قضاوت را اثر هاله ای می نامند. عنوان مثال باظاهر شخص توانمندیهای او را سنجیدن.

4-یادگیری:

تقریبا همه رفتارهای پیچیده انسانی از طریق یادگیری حاصل می شود. اگر ما بخواهیم رفتار فرد را توجیه ، پیش بینی یا كنترل نمائیم باید بدانیم كه وی چگونه آن رفتار را یاد گرفته هست.

یادگیری چنین تعریف می شود كه ، هر نوع تغییر نسبتا دائمی كه در نتیجه نوعی تجربه در رفتار رخ دهد. یادگیری بر پایه رابطه علت و معلولی (Law of effect) گذارده شده است كه می گوید رفتار تابع نتایج آن هست یعنی رفتاری كه نتیجه مطلوب داشته باشد تكرار خواهد شد و رفتاری كه نتیجه ای نامطلوب داشته باشد تكرار نمی شود.كه منظور از نتیجه مطلوب(پول ، ستایش،ارتقای مقام یا حتی یك لبخند) می باشد. كلید اصلی در فرآیند یادگیری مربوط به دو تئوری شكل دهی و الگو سازی می باشد كه شكل دهی همان فرآیند آزمون و خطاست كه با خطاها تجربیات افزایش یافته و منجر به یادگیری و تغییر رفتار می شود.این نوع یادگیری آهنگ كندی دارد.الگو سازی مشاهده رفتاردیگران وعمل مطابق آنهاخواهدبودو این فرآیند همانند كاری است كه در مدرسه انجام می شود.

.: Weblog Themes By VatanSkin :.